حسين قرچانلو
121
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
بدينترتيب به چنين خطاى فاحشى دچار شدهاند . « 1 » دوم آنكه در نقشههاى بطلميوسى عالم مسكون به هفت اقليم و بيست و يك مدار در شمال خط استوا و چهار مدار در جنوب آن تقسيم شده است ، ولى در نقشههاى يونانى - اسلامى تنها تقسيم عالم به اقاليم هفتگانه مراعات شده است . سوم آنكه تفاوتهايى در مشخصات طبيعى دو روش وجود دارد ؛ مثلا اقيانوس هند در نقشههاى بطلميوسى بهصورت درياى محصور ( بسته ) نشان داده شده ، در حالى كه نقشههاى يونانى - اسلامى آن را در جنوب شرقى با اقيانوس محيطى مشرق ( اقيانوس كبير ) مرتبط كرده است . سيلان نيز در نقشههاى يونانى - اسلامى به مراتب كوچكتر از آن است كه در نقشههاى بطلميوسى نشان داده شده است . برخى از اين تفاوتها مولود اطلاعات دقيقترى است كه جغرافيادانان و نقشهنگاران مسلمان دربارهء آسيا و افريقا داشتهاند ؛ بعلاوه ، منجمان مسلمان جدولهاى نجومى يونانيان و مسلمانان متقدم را بر مبناى رصدهاى خويش تصحيح كرده بودند كه اين امر آنان را در كشيدن نقشههاى دقيقتر يارى داده است . « 2 » در قرن چهارم هجرى قمرى ابو زيد احمد بن سهل بلخى ( م . 322 ) روشى نو در نقشهنگارى اسلامى پايهگذارى كرد . او از پيشگامان ترسيم نقشههاى جغرافيايى در ميان جغرافيادانان و دانشمندان اسلامى است . كتاب صورة الاقاليم او درباره توضيح نقشهها و جداول جغرافيايى است . « 3 » اصل اين كتاب از بين رفته است ؛ ولى اصطخرى ( م . 340 ) از نقشههاى ابو زيد نسخهبردارى كرده و احتمالا بر كيفيت آنها افزوده است . اصطخرى بيست و يك نقشه از ولايات و نيز نقشهاى از جهان كشيد كه در كتاب المسالك و الممالك او آمده است . « 4 » ابن حوقل و مقدسى از جغرافيادانانى هستند كه روش بلخى را در جغرافيا و نقشهنگارى دنبال كردهاند . ابن حوقل ، اصطخرى را ملاقات كرده و به تقاضاى او نقشههاى كتابش را تصحيح كرده است . « 5 »
--> ( 1 ) . كتاب تحديد نهاياة الاماكن لتصحيح مسافاة المساكن ؛ ص 206 و « نقشهء جغرافيايى » ؛ ص 74 و 75 . ( 2 ) . « نقشهء جغرافيايى » ؛ ص 75 و 76 . ( 3 ) . خدمات مسلمانان به جغرافيا ؛ ص 37 . ( 4 ) . اصطخرى ؛ « نقشههاى رنگى » ؛ چاپ ايرج افشار ، تهران : 1340 ش . ( 5 ) . خدمات مسلمانان به جغرافيا ؛ ص 35 و 38 .